
کانون کوثر
مسجد المهدي(عج)
امتياز فهما (1401) : 10662 امتياز (از 240 هزار)

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
محرم در روستاي قاسم آباد شهرستان گيلانغرب صداي پاي قافله سالاري ميآيد، صداي زنگ شتري، کاروان نزديک ميشود، کارواني که مقصد نهايي اش کربلاست.
اينجا سرزمين طف است، سرزمين موعود، کاروان به مقصد رسيده و خيمهها به عظمت خورشيد تکيه کرده است، گرما هر لحظه تکثير ميشود و عطش تنها تصوير دل انگيز نينوا است و بس.
کربلا يا طف، فرقي نميکند، آن روزها معناي هر کدام تنها يک چيز بود: عطش و عطش يعني سيراب شدن از لحظات آسماني جهاد، يعني چرخيدن در دل ميدان، ذوب شدن و پيوستن به بيکرانه آبي آسمان.
ياد کربلا و واقعه عاشورا دانشگاهي است که تو را ميخواند و اين بار هم چه شور و شوقي ايجاد ميکند اين ماه عطش.
شهر حال و هوايي ديگر به خود ميگيرد، بچه هياتيها در تکاپو هستند، بار ديگر نغمههاي عاشقانه حسين (ع) نقل محفل شان شده است، همه همديگر را پيدا ميکنند، محرم مقصد مشترک همه است، اينجا عشق توزيع ميشود.
بايد دوباره لباس سياه خود را بپوشيم، بايد خودمان را خانه تکاني کنيم، بايد به اصل خويش بازگرديم، به يک ظهر داغ، پا به پاي عطش کودکان بسوزيم، با ضجههاي زينب (سلام الله عليه) آتش بگيريم، ۷۲ بار هروله کنان بر مدار شعلههاي عشق سوختن را تجربه کنيم تا که محرم را درک کنيم.
واي مگر محرم همين سياه پوشيدن است و …
نه، محرم تمرين سوختن است، تمرين شعله ور شدن، مشق ققنوسي بودن، تمرين سوختن در آتش عشق، مشق فداکاري و ايثار، تمرين جانبازي با دستان بريده، محرم تمرين عاشقي است با سر بريده، محرم مقصدي است براي مبداء، محرم رجوعي دوباره است و محرم…
محرم ماه عاشورا است و شهيد شش ماهه، محرم ماه دلهاي شکسته کودکان حرم است و زينب شکسته بندي که خود بيش از همه ميشکند، محرم ماه داغ برادر است و سرداري که مشک بر دندان در راه خيمههاي کودکان تشنه آسماني گام بر ميدارد.
نه اشکها در چشم دوام ميآورند نه حرفها بر زبان، روايت درد آسان نيست و زبان بسيار ناتوان در گفتن ناگفتنيها است.
اينجا سرزمين طف است، سرزمين موعود، کاروان به مقصد رسيده و خيمهها به عظمت خورشيد تکيه کرده است، گرما هر لحظه تکثير ميشود و عطش تنها تصوير دل انگيز نينوا است و بس.
کربلا يا طف، فرقي نميکند، آن روزها معناي هر کدام تنها يک چيز بود: عطش و عطش يعني سيراب شدن از لحظات آسماني جهاد، يعني چرخيدن در دل ميدان، ذوب شدن و پيوستن به بيکرانه آبي آسمان.
ياد کربلا و واقعه عاشورا دانشگاهي است که تو را ميخواند و اين بار هم چه شور و شوقي ايجاد ميکند اين ماه عطش.
شهر حال و هوايي ديگر به خود ميگيرد، بچه هياتيها در تکاپو هستند، بار ديگر نغمههاي عاشقانه حسين (ع) نقل محفل شان شده است، همه همديگر را پيدا ميکنند، محرم مقصد مشترک همه است، اينجا عشق توزيع ميشود.
بايد دوباره لباس سياه خود را بپوشيم، بايد خودمان را خانه تکاني کنيم، بايد به اصل خويش بازگرديم، به يک ظهر داغ، پا به پاي عطش کودکان بسوزيم، با ضجههاي زينب (سلام الله عليه) آتش بگيريم، ۷۲ بار هروله کنان بر مدار شعلههاي عشق سوختن را تجربه کنيم تا که محرم را درک کنيم.
واي مگر محرم همين سياه پوشيدن است و …
نه، محرم تمرين سوختن است، تمرين شعله ور شدن، مشق ققنوسي بودن، تمرين سوختن در آتش عشق، مشق فداکاري و ايثار، تمرين جانبازي با دستان بريده، محرم تمرين عاشقي است با سر بريده، محرم مقصدي است براي مبداء، محرم رجوعي دوباره است و محرم…
محرم ماه عاشورا است و شهيد شش ماهه، محرم ماه دلهاي شکسته کودکان حرم است و زينب شکسته بندي که خود بيش از همه ميشکند، محرم ماه داغ برادر است و سرداري که مشک بر دندان در راه خيمههاي کودکان تشنه آسماني گام بر ميدارد.
نه اشکها در چشم دوام ميآورند نه حرفها بر زبان، روايت درد آسان نيست و زبان بسيار ناتوان در گفتن ناگفتنيها است.